ارسال شده در 13 شهریور 1399 توسط حنا بانو در بدون موضوع
مثل چاهی که آبی ندارد مثل آبی که ماهی ندارد مثل سیبی که عطری ندارد مثل رودی که سنگی ندارد مثل خیری که اجری ندارد مثل مردی که عهدی ندارد مثل حبسی که عفوی ندارد مثل حکمی که قاضی ندارد مثل بختی که یاری ندارد مثل خوابی که رؤیا ندارد مثل شعری که معنا ندارد… بیشتر »
ارسال شده در 13 شهریور 1399 توسط حنا بانو در بدون موضوع
تو همان وعده ی زیبای خدایی، که خدا داده بشارت من همان خسته ی گم گشته، پیِ راهِ سعادت رازِ این عشق بگو،آخرِ قصه بخوان می رسانی تو مرا تا به شهادت؟ بیشتر »
ارسال شده در 13 شهریور 1399 توسط حنا بانو در بدون موضوع
به چین صورت سفیدیِ مو، به حسرتِ شب ندیدنِ او، به دیوار ها و شرم پاها، به دست بسته بالِ شکسته، به بار سنگین و پای خسته پشتِ خمیده راهِ نرفته، به بغض پنهان گزیدنِ لب، صدای باران به نیمه ی شب، به حرف خورده رازِ نگفته به رنج دوری و ناامیدی، من برگ زردم یک… بیشتر »